شعر برای مداحی
در جنبش حسین علیه السلام است سرّ بقای ایمان
گر با یزید بی دین فرموده بود بیعت
یا می نشست ساکت با آن که داشت قدرت
تأیید ظلم می شد از مرجع امامت
محکوم پیروی بود از این طریق، امت
این گونه رأی و تصمیم باشد خلاف قرآن
فرمود جهد باید در دفع فتنه و شرّ
داعیه ی زعامت دورست از ستمگر
آماده ی دفاعیم چون نیست راه دیگر
پس گرشدیم غالب بر طاغیان، چه بهتر
ورنه نرفته باشیم از راه حق به عصیان
آنجا که زندگانی ممکن نشد به عزت
آزاده کِی گذارد بر دوش، بار ذلت؟!
آنجا حیات مرد است در مرگِ با شرافت
این نکته ای اصیل است در مقصد شهادت
اینست در حقیقت برنامه شهیدان
فرموده ی حسین علیه السلام است این جمله گزیده
«هیهات منا الذّله» از او به ما رسیده
حق است پاسداری از مکتب و عقیده
سرمشق پیروانست این راه و رسم و ایده
هرگزبه ننگ ذلت تن نسپرد مسلمان
از کعبه موسم حج ناچار اگر جدا شد
می خواست کوفه باشد ساکن به نینوا شد
آنجا ز جور دشمن خود آگهی چها شد
بیت الحرام ثانی بر پا به کربلا شد
در عاشر محرم شد باز عید قربان
هرگز لباس احرام به از کفن نباشد
کس چون حسین علیه السلام در رجم،شیطان شکن نباشد!
ذبیح هیچ حاجی هفتاد تن نباشد
گر هست، گلرخانی سیمین بدن نباشد
کس اینچنین نبازذ هستی به راه جانان!
در این جهان تو انسان! داری زحق خلافت
ایزد نیافریدت از بهر استراحت
بر رغم آسمانها برداشتی امانت
برتر شد از ملائک آدم بدین رسالت
سخت است بی نهایت، بارِگرانِ انسان
زنهار! مثل کوفی چندین دغل نبازی
خود را برای دنیا پست و زبون نسازی
گر یار حق نبودی دیگر به حق متازی
بر فرق هر فُتاده دست ستم نیازی
در محش
اینجانب رضاآقا ملایی در جهت مقابله با تهاجم فرهنگی و برای دفاع از آزادگی و جوانمردی اقدام به ایجاد این وبلاگ کردم امید است مورد رضایت خداوند تبارک و تعالی واقع شود.