سریال توهین آمیز الاسباط

و انتخاب گزینه yes،به توقف ساخت این سریال رأی بدهید





بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله الحكيم فى كتابه الكريم:
يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم فان تنازعتم فى شىء فردوه الى الله و الرسول ان كنتم تؤمنون بالله و اليوم الآخر ذلك خير و احسن تاويلا[27].
سابقا ذكر شد كه مراد از اولوا الامر در اين آيه مباركه معصومين عليهم السلام هستند، چون آيه به طور مطلق اطاعت آنها را لازم شمرده و در رديف اطاعت رسول خدا قرار داده و اين معنى بدون عصمت آنها محال است.اگر بنا به فرض معصوم نباشند و قولا يا فعلا خلاف اوامر رسول خدا را عمل كنند لازمهاش اجتماع امر و نهى از طرف خدا كه اطاعت آنان را لازم شمرده، خواهد بود.چون از طرفى امر مىكنند طبق قول خدا و رسول خدا و از طرفى عملا يا قولا نهى مىكنند و اين محال است.
اولوا الامر حتما افرادى هستند كه هيچ گاه در قول يا فعل آنها مخالفت كتاب و سنت ديده نمىشود و فعل و قول آنها به طور اطلاق بر امتحجيت دارد و اين امر ملازم با عصمت آنها است، و چون تمام افراد مسلمين چه شيعه و چه غير شيعه غير ائمه معصومين را معصوم نمىدانند بنابر اين، آيه كه به طور اطلاق امت را بر لزوم اطاعت معصوم امر مىكند مراد ائمه طاهرين عليهم السلام هستند.بعضى از اهل سنت گفتهاند[28] كه نه عصمت رسول خدا از اين آيه استفاده مىشود و نه عصمت اولوا الامر.اما عصمت رسول خدا اگر ثابتشود به ادله ديگرى است و اما عصمت اولوا الامر در صورتى استفاده مىشود كه آيه بدون اين معنى استقلال و مفهوم صحيح خود را حفظ نكند ولى مىبينيم كه چنانكه اولوا الامر را معصوم ندانيم باز آيه در استقامتخود باقى و اجتماع امر و نهى لازم نمىآيد و مستلزم امر محال نخواهد بود.بيان اين مطلب آنكه اين آيه فقط براى حفظ اجتماع مسلمين و عدم تشتت و تفرق آنان اطاعت اولوا الامر را واجب كرده است مانند ولايت معهودى كه سرپرستهاى ساير امم و مجتمعات در ميان خود دارند.آن مجتمعات براى خود رئيس و سرپرستى تعيين مىكنند و به او اختيار مىدهند و امت را در لزوم اطاعت او مقيد مىكنند ولى اگر احيانا سرپرستى به طور عمد سركشى نموده و بر خلاف قانون آن مجتمع رفتار كرد از او در اين موضوع اطاعت نمىكنند چون او را حافظ قانون انتخاب كردهاند نه مشرع قانون، و اگر خطا و اشتباه نمود نيز متابعت او واجب نبوده و بايد او را به خطا و اشتباه واقف كنند، و اما در صورتى كه خطاى او يقينى نباشد بلكه فقط احتمال خطا درباره اوامر او بدهند در اينجا حكمش به علتحفظ اجتماع لازم الاتباع مىباشد چون مصلحتحفظ وحدت اجتماع و بقاء سيادت و بزرگى آنها امرى است مهم و به واسطه آن مفسده مترتبه بر اوامر محتمل الخطاء تدارك مىشود و بالجمله اولوا الامر در آيه شريفه همين رؤساء و حكامى هستند كه در ميان امت وظيفه سرپرستى را دارند.اگر يقينا در حكمى مخالف قول خدا و رسول خدا رفتار نمايند در خصوص آن حكم نبايد از آنها پيروى كرد چون مقيدات از قبيل:
ا
ن الله لا يامر بالفحشاء[29]
و قول رسول خدا:
لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق[30]
كه شيعه و سنى در نقل و روايت آن از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مشتركاند، و مثل قول رسول خدا:
لا طاعة الا فى المعروف[31]
و امثال اينها وجوب اطاعت آنها را در موارد معصيت تخصيص مىزنند، و اگر در حكمى اشتباه كنند بايد آنها را متوجه نموده و به كتاب و سنت ارجاع داد و اين در صورتى است كه خطاى آنها محرز باشد اما در صورت احتمال خطا و اشتباه، اوامر آنها حجيت دارد و مانعى نيستبراى حجيت اوامر آنها در اين موارد گرچه اتفاقا عمل بر خلاف واقع شود، چون حفظ مصلحت و نظام مسلمين به پيروى آنها از مفسده مترتبه بر اين امور اهميتش بيشتر است.
و ليكن با تامل كافى در ظهور آيه شريفه و سبك و سياق آن اين شبهه به كلى بىمورد است زيرا اگر چه فى حد نفسه جعل جيتبر اقوال و افعال غير معصوم محال نيست و در صورت خطاى يقينى يا معصيت، دليل مخصص، لزوم اطاعت آنان و حجيت اوامر آنان را تخصيص مىزند و در موارد خطاء محتمل، مفسده مخالف واقع به مصلحتسلوكيه كه آن حفظ
بشنو حدیثی از علی ماه امامت
کآموزگاران را شده تاج کرامت
هرکس بیاموزد مرا حرفی ز دانش
بنموده من را بردهی خود تا قیامت
همين كه حضرت على(ع)به كوفه آمد، به حسن بن على(عليهما السلام)دستور داد در ميان مردم ندا دهند نمازهاى مستحبى(تراويح) را در ماه رمضان به جماعت نخوانند. پس از اعلام امام حسن(ع)مردم صيحه زدند:وَا عُمَرَاهْ وَا عُمَرَاهْ
و در حديث ديگر آمده:وَا رَمَضَانَاهْ
وقتى حضرت اين عكسالعمل را شنيد فرمود بگذاريدشان هر كارى مىخواهند بكنند و هر كس مىخواهد بر آنان پيشنمازى گناه، بكند. سپس اين آيه را خواندند:
وَ مَنْ يشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَينَ لَهُ الْهُدى وَ يتَّبِعْ غَيرَ سَبيلِ الْمُومِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً[نساء/115].
قَالَ الصَّادِقُ(ع):لَمَّا كانَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (ع) بِالْكوفَةِ أَتَاهُ النَّاسُ فَقَالُوا لَهُ اجْعَلْ لَنَا إِمَاماً يومُّنَا فِي رَمَضَانَ فَقَالَ لَهُمْ لَا وَ نَهَاهُمْ أَنْ يجْتَمِعُوا فِيهِ فَلَمَّا أَمْسَوْا جَعَلُوا يقُولُونَ ابْكوا رَمَضَانَ وَا رَمَضَانَاهْ فَأَتَى الْحَارِثُ الْأَعْوَرُ فِي أُنَاسٍ فَقَالَ يا أَمِيرَ الْمُومِنِينَ ضَجَّ النَّاسُ وَ كرِهُوا قَوْلَك"وَ مَنْ يشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَينَ لَهُ الْهُدى وَ يتَّبِعْ غَيرَ سَبيلِ الْمُومِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً"(نساء-115[تفسير عياشى، ج1، ص275].
قَالَ الصَّادِقُ(ع):لَمَّا قَدِمَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (ع) الْكوفَةَ أَمَرَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِي (ع) أَنْ ينَادِي فِي النَّاسِ لَا صَلَاةَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي الْمَسَاجِدِ جَمَاعَةً فَنَادَى فِي النَّاسِ الْحَسَنُ بْنُ عَلِي (ع) بِمَا أَمَرَهُ بِهِ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (ع) فَلَمَّا سَمِعَ النَّاسُ مَقَالَةَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي صَاحُوا "وَا عُمَرَاهْ وَا عُمَرَاهْ" فَلَمَّا رَجَعَ الْحَسَنُ إِلَى أَمِيرِ الْمُومِنِينَ (ع) قَالَ لَهُ مَا هَذَا الصَّوْتُ فَقَالَ يا أَمِيرَ الْمُومِنِينَ النَّاسُ يصِيحُونَ وَا عُمَرَاهْ وَا عُمَرَاهْ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (ع) قُلْ لَهُمْ صَلُّوا[تهذيبالأحكام، ج3، ص70].
ـ با اينكه بين امام و شريح در مواضعى اختلاف فتوى بود، در عين حال تغيير دادن او آسان نبود و اصلاح قوه قضائيه ممكن نبود چون نظامى كه سالها كار كرده، تغييرش بسيار مشكل است. امام به شريح فرمود تا مادامي كه امر مردم سر و صورتى بگيرد، به قضاوت ادامه بده.[مسلم بن عقيل ص283]