دم نوحه:
زینب درآ  ز خیمه،بین نعش اکبر آمد
در خیمه گه ز میدان صدپاره پیکر آمد
ادامه ی نوحه:
زینب ز داغ اکبر پشت حسین شکسته
از تیغ وتیروخنجر پشت حسین شکسته
زینب ببین جوانم چشم از جهان ببسته
بر جسم  نوجوانم تیر ستم نشسته
با فرق مُنشَق اکبر شِبهِ پیمبر آمد
اهل حرم دویدند ازخیمه گاه بیرون
با آه وناله وغم،با قلب ها ی محزون
منشق سرعلی و روی مه اش پُرازخون
از دشت کربلا شد فریادشان به هامون
چون غرق خون جوان ِآن شاه اطهر آمد
سرتا به پا پرازخون دیدند فرق اکبر
برقلب زار بابش داغش فکنده آذر
ابر روان دریده آن تارُک منوّر
از ضرب تیغ ِبیداد چون مُنقَذ ِستمگر
ازآه قلب زینب غوغای محشر آمد
ای نور دیدگانم ،زیبا جوانم اکبر
ای طاقت وتوانم،آرام جانم اکبر
ای قوّت لسانم،بنگر فغانم اکبر
بعد ازرخ نکویت سیر ازجهانم اکبر
سیزده.عجب گلی روزگار